محمد مهدى ملايرى

57

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ديگر بندرهاى حاشيهء عربستان و افريقا سخن فراوان است كه اين‌جا مجال آن نيست . چون در اينجا تنها سخن از مراكز دريايى ايران در درياى حجاز و سواحل عربستان است نه در خليج فارس كه آن داستانى جداگانه دارد . ولى به دنبالهء مطالبى كه دربارهء كشتىسازى ايرانيان در عمان ذكر شد اين مطلب هم دربارهء سيراف گفتنى است كه هنگامىكه موفق برادر و ولىعهد معتمد خليفهء عباسى براى رفع غائلهء « صاحب الزنج » ( مردى كه بردگان شورشى و همهء گروه‌هاى نافرمان را در مانداب‌هاى جنوب عراق به دور خود جمع كرده و غايله‌اى بزرگ ايجاد كرده بود ) شخصا با آمادگى كامل به جنگ او رفت و مقدارى از كشتى هاى خود را كه آن‌ها را به نام شذوات ( جمع شذا ) و سميريات مىخواندند در جنگ با شورشيان از دست داد ، دستور داد تا تعدادى از همين كشتىها را در كارگاه‌هاى كشتىسازى سيراف و گناوه بسازند . اين كشتىها نوعى كشتى جنگى كوچك بوده‌اند كه گذشته از دريا در رودهاى پرآب جنوب عراق نيز مجال جنگ و گريز داشته‌اند و در شرح اين رويدادها حتى از « شذا الجنابيات » ، يعنى كشتىهايى از اين نوع كه در گناوه ساخته مىشده ، به گونه‌اى سخن رفته كه گويى بهترين و مرغوبترين نوع اين كشتىها بوده‌اند « 1 » . سيطره ايران بر دريانوردى و بازرگانى در جنوب عربستان و سواحل هند و افريقا همواره موجب ناخشنودى دولت روم بوده ، زيرا با آن وضع هم راه زمينى و هم راه‌هاى دريايى بازرگانى آن دولت با شرق يعنى هند و سرزمين چين در اختيار ايران بود ، و چون دولت روم دربارهء راه زمينى كه از داخلهء ايران مىگذشت كارى نمىتوانست كرد گاه و بىگاه درصدد برمىآمد كه در سيطرهء دريايى ايران خللى وارد آورد و دست‌كم تجارت كالاهاى مورد نياز خود را از اختيار بازرگانان ايرانى خارج سازد ، و در زمان ژوستى نين هم روزگار خسرو انوشروان و هماورد او اين فكر قوت بيشترى يافت و ژوستى نين را به كارهايى واداشت كه هرچند خود او از آن‌ها طرفى نبست ولى اثر آن تا مدت‌ها در يمن و

--> ( 1 ) . طبرى ، 3 / 1844 .